تغيير يا تجدد:

متن زير از سايت فارسی بی بی سی برداشته شده است و نويسنده افغان آن به مطالب جالبی اشاره کرده که عموما در کشورهای ما ساری و جاری است. با کمی خلاصه بندی نکات اصلی نوشته را در زير آورده ام که اگر احيانا کسی به نوشته اصلی دسترسی نداشت از اينجا بخواند.

---بر گرفته از:تحول در همسايگی ايران: داستان زمانه ما، تغيير يا تجدد. نوشته عبدالواحد رفيعی----

...در جامعه ما در برابر تغييرات هميشه واکنش های انفعالی از روی تعصب صورت گرفته است، به اين دليل که در جوامع اسلامی و در کل جوامع جهان سوم بيشتر سعی می کنند به "دليل" تغيير بپردازند تا به "هدف" و "منظور" از يک تغيير. ما در برخورد با هرقضيه ای به دنبال پاسخ و دليل تاريخی که ريشه در سنت، مذهب ودين بايد داشته باشد می گرديم، نه به "منظور" و "هدف" و "عمل کرد" آن تحول. در مورد هر چيزی می گوييم اسلام چنين نکرده است و قرآن چنين نگفته است. درافغانستان در مورد هرروی دادی چه موافقان و چه مخالفان آن سعی می کنند به دلايل تاريخی آن بپردازند وبرای رد و يا توجيه آن به تاريخ و متون کهنه و بازمانده از گذشته رجوع می کنند.

دراينجا است که آدم به ياد آن مناظره ای که بين يک آمريکايی ويک اروپايی اتفاق افتاده است می افتد: يک آمريکايی که برای اولين دفعه از اروپا ديدن می کرد با تعجب از دوست اروپايی خود پرسيد: نمی دانم چرا در اين کشور هر وقت درباره دليل وجود چيزی، يا نهادی، يا مراسمی و يا واقعه ای سوال می کنيم همواره پاسخی تاريخی می شنوم که با اين عبارت آغاز می شود: "به اين دليل که..."، در حاليکه در کشور من ما همواره به دنبال پاسخی کارکردی هستيم که بااين عبارت آغاز می شود: " به منظور آنکه...". دوست اروپايی او به وی می گويد: "اروپاييها به گذشته و به بهترين دوران تاريخی خود می نگرند و می خواهند تا آنجا که می توانند با توجه به آن، تغيير کنند."

اين جمله دوست اروپايی در افغانستان نيز صدق می کند. کارشناسان افغان نيز به همان نگرش اروپايی ها گرفتارند، ولی برخلاف تصور در برابر تغييرات که بسيار برق آسا وسريع اتفاق می افتد، هميشه و در اکثر موارد دلايل تاريخی، مستدل و مستند پيدا نمی شود، تبعا طرفداران وضعيت موجود ، سنت گرايان و کسانی را که در پی دليل شرعی، مذهبی برای ممانعت و يا موافقت در برابر تحول می گردند به درد سر می اندازد، از يک طرف نمی توانند در برابر هجوم موج جديد وتکنولوژی حربه ای قوی نشان دهند و از طرفی نمی توانند دليل شرعی ومنطبق بر سنت برای توجيه آن پيدا کنند.

در اين چنين شرايطی است که به يک سياست "کج دار و مريز" وانفعالی متوسل می شوند و اين درد سری است بزرگ برای کسانی که مدافع سنتها وارزشها خود را قلمداد می کنند....

اين همه تضاد ديدگاه در مورد يک قضيه نشانه يک نوع سردرگمی در گرايش های موجود درکشور است. و اين برخوردهای منفعلانه در برابر رويدادهای اجتماعی، فرهنگی و سياسی تنها به روحانيون محافظه کارمحدود نمی شود و در ديگر عرصه ها نيز وقتی در مورد رويدادی سوال می شود و يا می خواهند تحليل کنند سعی می شود دلايل شرعی از سنت وشريعت در تائيد آن پيدا کنند.

چه مخالفان وچه موافقان رويدادی به سراغ متون قديمی رفته سعی در پيدا کردن دلايل تاريخی برای آن هستند. برای مثال کارشناسان امور وقتی مثلا ازحقوق بشر در افغانستان گپ می زنند، هميشه سعی می کنند ريشه های حقوق بشر را در زمان حکومت های صدر اسلام پيدا کنند وبا آن مطابقت دهند، اگرنتوانند کوشش می کنند حداقل دلايلی بيابند که مطابق با سنت وشريعت باشد. ولی کمتر به کارکرد و فوايد اعلاميه جهانی حقوق بشر پرداخته شده است.

مخالفين نيز به همين منوال بوده است، به طور مثال يکی از کانديداها در تبليغات انتخاباتی خود برای رياست جمهوری، با حکومت به شيوه دموکراسی مخالفت کرد و حضور زنان در قدرت را نيز انکار کرد، به اين دلايل که مخالف و مغاير شيوه حکومت در دوره پيامبر اسلام بوده است. اين در حالی است که حضرت محمد در زمان حکومت خود اکثر قوانين رايج در زمان خود را پذيرفته است.

دکتر سروش انديشمند زمان ما در اين ارتباط تحليلی دارد بسيار گيرا ومنطقی، که می تواند تا حدودی جوابی برای انديشه های ازنوع انديشه اين کانديدا باشد: چه دليلی در دست است که نشان دهد نحوه معيشت و آداب وعرف اجتماعی زمان پيامبر بهترين عرف و آداب ممکن بوده است.

آن نحوه معيشت يک نحوه معيشت ممکن بوده است و پيامبرآن را کما بيش امضا کرده است. همچنان که زبان عربی و تقويم قمری هم يک زبان و تقويم ممکن بوده و در دسترس پيامبر قرار داشته و ايشان از آن استفاده کرده است. هيچ دليلی در دست نيست که نشان دهد زبان عربی و تقويم قمری بهترين زبانها و تقويمهای ممکن و متصوربوده است. بر اين قياس بگيريد تا برابری حقوق مرد و زن، حقوق برده و ارباب و... و امضا شدنشان را. آيا اين امضا به خودی خود نشان می دهد که نظام برده داری بايد تا ابد برقرار بماند؟

در آخر بايد عرض کنم که "تغييرات" واژه ديگری برای "رشد" و مترادفی برای "آموزش" است . اگربخواهيم می توانيم تغيير ايجاد کنيم و از آن لذت ببريم . و نيز قابل ذکر است که دنيايی که والدين ما می شناختند، همان دنيايی نيست که ما امروز در آن زندگی می کنيم دنيای ما نيز راهنمای مطمئن برای شيوه های زيستن، عشق ورزيدن و کار کردن فرزندان مان نخواهد بود.

------------مطلب اصلی---------

/ 0 نظر / 6 بازدید