مراجعه به پزشک:

در خارج از کشور مراجعه به پزشک از ساده ترین کارهاست و تنها ایرادی که به آن می توان گرفت این است که به علت عمومی بودن خدمات بهداشتی، گاه می باید ماه ها در لیست انتظار قرار بگیرید تا متخصص مربوطه شما را معاینه کند. روز قبل از معاینه منشی پزشک با شما تماس می گیرد و زمان معاینه را بازتایید می کند. سر ساعتی که موعدتان است می روید و پرونده شما، مطالعه شده دست پزشک است و معاینه می شوید و ... البته گاهی ممکن است تا 10 دیقه هم تاخیر در کارها پیش بیاید.
در ایران به پزشکانی زنگ زدم تا از منشیشان وقت بگیرم. گفتند ساعت کار دکتر مثلا" از 3:30 الی 7 بعد از ظهر است. گفتم کِی مراجعه کنم. گفتند همان 3:30-4 بعد از ظهر زمان مناسبی است. وقتی رفتم متوجه شدم که این حرف را منشی به تمام بیماران دیگر گفته است! و من هم که مثلا"  دهمین نفر بودم مجبور می شدم حدود دو ساعت و نیم منتظر شوم تا نوبتم برسد. و جالب است که در این میان کسی شکایتی نمی کرد و همه گرم تعریف از تجربه بیماریشان و سیاست و گذشته بودند. این اتفاق را در چندین مطب مشاهده کردم. در این میان گویی وقت کسی ارزش ندارد.
وقتی به پزشکی مسن و تحصیل کرده فرانسه و عضو آکادمی پزشکان نیویورک( که مدارج افتخارش را به دیوار اطاقش نصب کرده بود) این رفتار غلط منشیش را گوشزد کردم تنها جواب داد رسم پذیرش مریض برای ایرانیان این گونه است و روشهای دیگر جواب نمی دهد.
سعی کردم درک کنم علت این سخن پزشک چه بوده است. لابد بیماران بسیاری اگر بنابر سیستم غربی پذیرش شوند سر وقت خود مراجعه نمی کنند و وقت مطب تلف می شود. در حالتی که در سیستم ایرانی پذیرش بیمار وقت تلف شده برای پزشک صفر است!
مشکل هم عدم عادت ایرانیان به استفاده از فناوری جدید است. من به در کانادا دندانپزشکی رفته بودم و منشی او به علت این که من در منزل نبودم نتوانسته بود زمان ملاقات من را روز قبل آن بازتایید کند. در مطب مطلب را به من گفت که با من تماس گرفته است و کسی تلفن را برنداشته است و گفت بهتر است پیامگیری برای خودم بخرم که "در اینجا پیامگیر از واجبات زندگی است".( البته بگویم که منشی ایرانی بود). چندی بعد من یک پیام گیر خریدم و هیچ قرار ملاقاتی را از دست ندادم.
حالا رفتار ایرانیان با پیامگیر تلفنی را ببینید. اکثرا" آن را یک وسیله تجملی می دانند و داشتن آن را مایه شخصیت می دانند. اگر با کسی کار داشته باشند و تلفن شخص روی پیامگیر بروند، ترجیح می دهند که صدای ضبط شده را تا انتها گوش کنند اما رویشان نمی شود پیام کوتاهی بگذارند تا حداقل فرد صاحب تلفن بداند  چرا به او تلفن شده است.
مشابه همین رفتار تجملی را امروز از بیان یکی دیگر خواندم: ایرانیان معمولا" برچسب شفاف کنترل کیفیت را از روی تلویزیون هایشان نمی کنند تا مثلا" تلویزیونشان تا سالها نو بماند.( خیلی ها هم نمی دانند آن بر چسب چرا نصب شده است!). یا اینکه خیلی از ایرانیان با تمام کارکرد های تلفن همراهشان آشنا نیستند و تنها از آن برای پاسخ دادن به تلفن ها استفاده می کنند. یاد خلبان های طالبان می افتم که می گفتند تنها از بالگرد بلند کردن و نشاندن آن روی زمین را بلد بودند و شلیک کردن و بس!
منهم فکر می کنم فعلا" حالا حالاها حق با پزشک است!

/ 1 نظر / 11 بازدید
ن.ت.خ

دوست بسيار گرانمايه و البته تيزبين! نمي‌دانم كتاب «جامعه‌شناسي خودماني» را خوانده‌ايد يا نه. اين كتاب البته ديدگاه يك ايراني در نقد همین نوع جامعه‌ي ايراني است و فكر مي‌كنم با تجربه و مشاهدات شما هم در ايران و هم در خارج از ايران، ديدگاه وسيع‌تري هم نسبت به نقد مشكلات اجتماعي و فرهنگي ما داشته باشيد. مخصوصاً كه ساده و بي‌پيرايه و دردشناسانه نيز مي‌نويسيد و پيشنهادم اين است كه همه‌ي اينها را گردآوري كنيد و هر زمان احساس كرديد كه مي‌شود آن را به يك ككتاب تبديل كرد، آن را در ايران چاپ كنيد. احساس شما را در گاهي موارد كه حتي حرص مي‌خوريد و جز تاسف كاري نمي‌توانيد بكنيد، بسيار بسيار درك مي‌كنم. به اميد موفقيت و شادكامي‌تان.