پنهان کاری در هویت افراد:

لطفا" همین الان که این نوشته را می خوانید بروید و در قسمت نظر سنجی نام واقعی خود و نام مادرتان را بنویسید.
آیا این کار را انجام دادید؟ چرا ما ایرانیان در انجام چنین کارهایی تامل می کنیم؟ چه سواستفاده ای از این امر محتمل است؟
مادر بزرگم همیشه مرا برحذر می دارد که بلند خاله ام را در معابر صدا کنم. در اتوبوس ها خیلی افراد، نام همسرشان را نمی برند؛ راستی مشکل چیست؟ خیلی ها در نظرسنجی ها و در وبلاگ ها از نام اصلی خود استفاده نمی کنند. آیا از عیان شدن هویت مان شرمناکیم؟
در ایران، دانشگاه که بودم، مشکل ترین کار، پیدا کردن اطلاعاتی در مورد اساتیدمان بود، این که تحصیلاتشان از کجا و در چه سطحی است. کسی صریحا آن را عنوان نمی کرد. خدا نکند که از آن ها شماره تلفن یا ایمیل(!) شان را می خواستی! این موارد از اسرار مکتوم بود! همچنین در مدرسه دانستن نام کوچک معلمان از محالات بود یا این که چه تحصیلاتی دارند، همه از شکسته نفسی آن را عنوان نمی کردند و معتقد بودند که تجربه و نحوه تدریس مهمتر است.
خود من که چند سالی در مدرسه مان درس می دادم شدیدا" ضد این رویه عمل می کردم؛ روز اول کلاس روی تخته نام ونام خانوادگیم را می نوشتم. این که کدام محل زندگی می کنم، چند سالم است و حتی روز تولدم را، بعد سطح تحصیلاتم را می گفتم. بعد ایمیل و ID مسنجرم را، بعد هم شماره تلفن دستیم را می دادم و می گفتم که روشن بودن تلفن دستی من به معنی قابل دسترس بودن من است و گاهی هم در ساعات نزدیک نیمه شب تماس از دانش آموزان داشتم. خیلی هم رابطه خوبی بین ما برقرار بود. مشکل خاصی هم پیش نیامد. از عنوان کردن سطح تحصیلات همکاران هم ابایی نداشتم! ولی دادن دیگر اطلاعات راجع به آن ها را منوط به اجازه از آن ها می کردم.
دیگر این که در ایران پشت تلفن ممنوع است اسم کسی از افراد خانواده را ببری.{روزی  فردی زنگ زده بود خانه به خواهرم وگفته بود با آقای فلانی کار دارد. من و دو برادرم و پدرم همه آقای فلانی می توانستیم باشیم. خواهرم اسم کوچک فرد مورد نظر را از او خواسته بود، ولی طرف به خاطر نمی آورد. خواهرم هم اسم تک تک ما را گفت تا طرف گفت که دقیقا" با که کار داد. بعد از تلفن مادرم دعوای حسابیی با او سر این کار ساده کرد!}
الان هم در اورکات همانطور که در نوشته قبلی ذکر کردم، خیلی ها دارند از اطلاعات شناسه شان کم می کنند. لابد گمنام بودن و ناشناس ماندن ارزش است!
حالا مقایسه کنیم با آن چه در فرنگ مرسوم است. طرف که گوشی تلفن را بر می دارد اول خودش را معرفی می کند؛ اطلاعات مربوط به اساتید، شماره و ایمیل و آدرس آنها در صفحه خانه آنها روی اینترنت و هم چنین در امضای آن ها پای ایمیلشان موجود است. همه همدیگر را به نام کوچک صدا می کنند. دانستن نام زن و بچه کسی برای کسی عار نیست. اصلا چیزی به مفهوم اندرون و برونی در منزل و همچنین در روابطشان وجود ندارد. خانه دوستت که می روی خواهرش را مخفی و نادیده(ignore) نمی کند. تلفن و آدرس کسی را بخواهی، می توانی به راحتی از کتاب راهنمای تلفن و اینترنت پیدا کنی. در روز تعدادی تلفن داری از طرف موسسات مختلف که اول خود را معرفی می کنند و بعد با توجه به اطلاعاتی که از شما دارند، کالای خود را تبلیغ می کنند یا از طرف نهاد های خیریه هستند. نامه های تبلیغاتی ناخواسته Spam هم به آدرس شما با نام شما می رسد. با اینحال کسی هویتش را مکتوم نمی کند.
ریشه این رفتار فرهنگی ما چیست، من که علت خاصّی نیافتم.
-------
پس نوشت: البته خود من هم اینجا با نام حقیقی خودم نمی نویسم. ولی علت آن را این می دانم که نمی خواهم کسی به خاطر آشنایی با نام من مطالب مرا بخواند( یا نخواند!).
نقل به مضمون از امام علی(ع): بنگر که چه می گوید؛ ننگر که که می گوید.

/ 0 نظر / 10 بازدید