ایرانیان و اشتباه:

عنوان این مطلب کمی اشتباه آمیز به نظر می‌رسد! مگر ایرانیی اشتباه می‌کند؟ شما چند تا دیده اید؟! من که تابحال ندیده‌ام ایرانیی بگوید اشتباه کرده است. گویی این قوم بی اشتباه اند ذاتاً.
از شوخی که بگذریم اعتراف به اشتباه برای ایرانیان عزیز سخت تر از جان دادن است٬ علتش هم خیلی ساده است: از کودکی در گوش همه ما خوانده اند که:«بگو غلط کردم٬ بگو گُه خوردم!». و به همین سادگی طوری در ذهن کودک ما حک کرده‌اند که اشتباه کردن معادل گه خوردن است٬ کاری شنیع که نباید به آن اعتراف کرد٬؛و لذا تا پایان عمر شجاعت اعتراف به اشتباه را از دست داده‌ایم. حالا چه عمله و فعله‌ی سرِ میدان باشیم٬ چه رهبر سیاسی مملکت٬ کارمان همیشه بی عیب و نقص است؛ و چون لابد تجربه غلطی نداریم که از آن درس بگیریم و آن را تکرار نکنیم که بهتر باشیم٬ در جا می‌زنیم. کسی که کار غلطی نمی‌کند چرا باید شیوه گذشته خود را عوض کند؟!
همه دیده‌ایم که آسمان و ریسمان را چگونه بهم می‌بافیم که اشتباه خودمان را توجیه کنیم٬ حالیا هر ذهن سالمی خنده‌اش می‌گیرد؛ در صورتی که گفتن این که اشتباه کردم و دیگر این اشتباه را برای خودم تکرار نمی‌کنم٬ هم برای خودمان ساده تر و مفیدتر است هم برای دیگری. از نقدشدن چنان واهمه‌ای داریم که از کمتر چیزی چنان می‌هراسیم. نتیجه بحث بیخود کردن در توجیه اشتباهمان را هم همه‌مان می‌دانیم و دیده ایم: اعصابی خراب و آشفته٬ رنگ باختن ارتباطات دوستانه‌مان با کسی که خیر ما را می‌خواسته و تذکری از روی خیرخواهی داده.
در عرصه‌های اجتماعی هم که بدتر٬ از راننده تاکسی انتقاد می‌کنیم علت را جای دیگری می‌اندازد و با دلخوری و طلبکاری پیاده‌مان می‌کند. در عرصه های سیاسی که واویلا! قانون وضع می‌کنند که :
* تضعیف اصول و ارزش های اسلامی و  اهانت به امام (ره) و یا رهبری
**تحریف مطالب امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی ، تحریف انقلاب اسلامی ملت ایران و توهین به ارزش های آن
جرم است. به زبان ساده٬ سوال و تشکیک در کارهای مقامات بالا٬ توهین تلقی شده و جرم است. یعنی اگر بنده اگر بنویسم که حرف امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ مبنی بر مجانی کردن آب و برق و گاز٬ اشتباه و غیر عملی بوده است٬ مجرمم و سر و کارم با زندان! به همین سادگی انتقاد ناپذیری تا بالاترین لایه های دولتی که برای خدمتگذاری به ملت است رسوخ کرده است.
جالب است که بسیاری سیاسیون وقتی کارشان به اختلاف می‌کشد مراجعه به رهنمودهای امام خمینی در ربع قرن پیش را پیش می‌کشند و کسی هم جرات نمی‌کند بگوید که امام مگر معصوم بود و آینده بین که شما ضعف های تصمیم گیری خود را با اتکال به آن پنهان می‌کنید.
گذشته از آن ببینید چقدر دانشگاه های حکومتی داریم٬ دانشگاه پلیس٬ امام حسین٬ دانشگاه عالی دفاع ملی ٬ علوم استراتژیک و ... که معلوم نیست از کجا آمده اند و کارکردشان چیست. البته فراموش نشود بسیاری از مدیران مملکتی مدارک دکترای خود را از این دانشگاه ها دارند. عقلاً لابد این دانشگاه‌های ویژه برای مقامات عالی مشاوران امور مختلف تربیت می‌کند؛ حالا ٬ چند بار شنیده اید که صاحب منصبی گفته باشد بنا به توصیه مشاوران از تصمیم قبلی مبنی بر فلان کارمنصرف شده‌ام؟ -چیزی که شنیدن آن در کشورهای غرب کم بسامد نیست-. یا اینکه مسئولی بیاید و بگوید که ملت٬ تصمیم من در فلان مورد اشتباه بود٬ آن را می‌پذیرم. امیدوارم بخشیده شوم٬ یا اینکه استعفا می‌دهم. حالا انتظاری نیست مانند برخی وزرای ژاپنی خودکشی کنند٬ ولی لااقل یک معذرت خواهی که چیز زیادی در مقابل ملت عزیز و همیشه در صحنه نیست. خلاصه این که تمام ملت ما عقل کلند و اگر کارهایشان به نتیجه مطلوب نمی‌رسد باید علت آن را در کارشکنی دشمن و همسایه و... دید! ;)
این عدم پذیرش اشتباهمان البته در بسیاری موارد هزینه‌بر است؛ اگر اشتباه مان را صمیمانه بپذیریم و قبول کنیم٬ دیگر تکرار آن را روا نمی‌داریم. در حالی که اگر آن را اشتباه ندانیم٬ نمی‌توانیم آن را ترک کنیم و متهم به رفتار دوگانه نشویم.
چاره کار چیست؟ به نظر این مشکلِ فرهنگی ریشه‌ی عمیقی در تربیت کودکی دارد. شاید بتوان برنامه های تلویزینیی برای کودکان ساخت که در داستان آن کودکانی اشتباه می‌کنند بدون آن که متهم به ... خوردن شوند٬ سپس با اعتراف به اشتباهشان بدون خجالت٬ درسی را که گرفته اند برای پیشرفتشان در مراحل بعدی زندگی اندوخته می‌کنند. یعنی از کودکی شجاعت پذیرش اشتباه را نهادینه کرد...

/ 8 نظر / 28 بازدید
mesle khodet

مطالب شما رو خوندم شايد اگه نگم دقيقاً اما 99% از افکار من رو پياده کرده بوديد در اين روزها که به محرم وارد ميشيم دگرگونی هايی رو در اجتماع ميبينم که شايد نگران کننده برايه من و اميدوار کننده واسه بعضی ديگر باشه اينکه جوانانه ما که از هر کدام بپرسی مشکلاتت چی هست بی درنگ کار و ازدواج رو پيش خواهد کشيد و اگه از تفريحات ازش سؤال کنی از نبود دنسينگ و ديسکو آزاد نبودن يه پيک مشروب يا حتا يه گردش آزادنه با جنس مخالف شاکی و ناراحت هست و از آزادی دفاع ميکنه از دزدی و بی عدالتی در جامعه گله داره از پارتی بازی ناراحته اون وقت خودش رو واسه عزاداری کسی آمده ميکنه که مسبب همه که نه ولی بسياری از مشکلات جوامع مثل ماست

حميرا

http://commenting.persianblog.ir/images/smileys/winking.gif مختصر مفيد. اگر امكانش را داشتم ميدادم همه ملت منجمله خودم دوبار از اين نوشته رونويسي كنند! ممنون!

mesle khodet

«دقيقاً اما 99% از افکار من رو پياده کرده بوديد»!؟ لطف نموده اگر افکاری دارید خودتان پیاده شان کنید و از منسوب کردن افکار دیگران به خودتان بپرهیزید!! در ضمن افکار پیاده نشده به درد هیچ کسی غیر از شما نمی خوره.

wisemadguy

تحليلی عالی بود اما در مورد سوالت : بهتر اينه که هر کسی از خودش شروع کنه ... من شروع کردم تو چه می کنی ؟

پويان

من همچنان منتظر نوشته جديدت هستم

پويان

shiacritic@hotmail.com من سعی کردم ماجرايی در رابطه با رفتار ايرانی برات ايميل کنم ولی اين ايميلت ارور داد ... ايميل ديگری داری ؟

پويان

راستی ... خواهش ميکنم اینو هم بخونيد و به هر صورت که می تونین برای بقيه هم بفرستين : http://a-wise-mad-guy.blogspot.com/2007/04/blog-post_13.html