فرهنگ ریشه دار ما!

امروز جریانی برایم اتفاق افتاد که ذکر آن در اینجا خالی از نکته نیست.
اما داستان از آنجا آغاز می شود که ما در دانشگاه در ایران همکلاسی خانمی داشتیم که اواخر سال دوم دانشگاه ازدواج کرد و همراه همسرش به کانادا رفتند. سفر اخیر که ایران بودم با یکی دیگر از همکلاسی های خانم دانشگاه که خداحافظی می کردم گفت که خانم فلانی هم همان شهری است که شما هستی و گفتیم چه خوب است که در آنجا سراغی از او بگیرم و پرسیدم آیا از او نشان ای دارد و او ایمیلش را داد.
خلاصه اینجا ایمیلی زدم و گفتم که اینجا هستم و او جواب داد که خیلی خوشحال شده که فهمیده من اینجا هستم، البته قبلا" از فرد دیگری شنیده بوده است که من اینجا هستم. فهمیدم که در یکی از محلات حاشیه ای شهر ما ساکن است و اینجا دارد کالج می رود.
دفعه بعد که ابمبل زدم تلفن تماس خودم را نوشتم و ساعتی را که منزل هستم ذکر کردم تا با پیامگیر بر نخورد و نوشتم که خوشحال می شوم صدایش را بشنوم. بعد هم پرسیدم که نظرش چیست که با هم به جایی برویم که کمی صحبت کنیم و Have some fun.  توضبح ابن که تمام ابمبل ها تا اینجا به انگلیسی رد و بدل می شد.
یک توضیح بدهم که اینجا در مملکت کفر خانه ها اکثر کوچک است و اگر کسی بخواهد کسی را ببیند پا نمی شود خانه او برود و جایی قرار می گذارند، اکثر در رستورانی یا قهوه خانه ای، شامی یا قهوه ای می خورند و دیدار تازه می کنند.{ به همین علت هم اینجا کار رستوران داری و کافی شاپ پر رونق است..}. Have some fun هم یه معنی حال کردن است دقیقا". یعنی اینجا هم به معنی واقعی کلمه به کار برده می شود و هم یه معنی صفا کردن  و خوش گذشتن. خیلی هم معمول است که دوستان وقتی می خواهند از جایی تعریف کنند می گویند که we will have a lot of fun there؛ یعنی خیلی خوش خواهد گذشت.
خلاصه گفتم این هم کلاسی قدیمی لابد خیلی خوشحال می شود و دیر یا زود زنگی می زند و دیداری تازه می کنیم و...
بعد مدتی ایمیلی آمد که:no i don't think i want to have some fun with YOU. فقط همین! من خشکم زد. بعد دستگیرم شد که طرف از ایمیل من معنی بعید را برداشت کرده است؛ که البته عجیب بود چون طرف با روحبات و منش من کاملا" از قدیم آشنا بود.
خوب من هم علی القاعده ایمیلی زدم{ این دفعه یه فارسی} و گفتم این دفعه اولی نیست که انگلیسی ایمیل زدن با دوستان باعث سوء تفاهم می شود.{ به عنوان نمونه طنز، یک بار دوستی ایمیل زده بود که آیا فیلم  passion of crime { یعنی شهوت جنایت !}را رفته ام ببینم، که البته ساده بود بفهم منظورش the passion of the Christ (همان مصایب مسیح خودمان!) است و از کوره در نرفتم که ...طرف را زیر سوال ببرم!}.
بعد هم معنی Have Fun را کمی باز کردم و ابراز تاسف کردم از سریع قضاوت کردنش.
جوابی که آمد خیلی جالب بود برایم:" آقای محترم، من یک دفعه یه شما گفتم که من شوهر دارم{!}، حالا Have Fun به هر معنی که باشد من نمی خواهم با شما و یا هیچ مرد غریبه دیگری fun! داشته باشم.
به هر حال این لطف را در حق من بکنید و دیگر به من ایمیل نزنید و اسم من هم از آدرسبوک تان حذف کنید. حالا سوء تفاهم یا هر چیز دیگر، لطفا" حتی جواب این ایمیل را هم ندید. من اصلا" interested نیستم با شما در ارتباط باشم،period{ یعنی پایان}."

من هم مطابق دستور عمل کردم و قضبه تمام شد برایم. فقط این سوال ماند که کجای کار می لنگد؟ کسی که 3 سال است به تاکید خودش کانادا است چرا چنین برداشت عجیبی از چنین ابمیل ساده ای از طرف دوستی میکند؟! یعنی فکر می کند من شماره تلفنم را داده ام تا جایی -با عرض معذرت-با او حال کنم؟! آن هم در کشوری که این کارها و از همه نوعش محتاج هیچ دنگ و فنگی نیست!
بعد خودم را جای او گذاشتم. مقداری قضیه برایم ساده شد. احتمالا" اینطور اندیشه دارد: "من {با این که 3 سال است در کانادا هستم و معتقد به برابرای زن و مرد هستم،} هنوز به خودم به چشم یک وسیله ارضا... نگاه می کنم و نه یک انسان. ارتباط دو انسان نر و ماده فقط می تواند علل جنسی داشته باشد. {هنوز در همان حال و هوای ایران هستم که} اگر کسی می خواست با کسی دوست شود شماره تلفنش را می داد و درخواست تماس می کرد. و لابد، این دوست من که یک سال است از ایران آمده حتما" دستش به جایی بند نیست و می خواهد از من سوء استفاده کند."
می بینید که برداشت های ما از همدیگر چه ریشه عمیقی دارد و با یک سال و ده سال خارج بودن هم عوض نمی شود.
شابد هم من اشتباه می کنم. نظر شما چیست؟

/ 2 نظر / 10 بازدید
پوریا

سلام عزيز من فکر ميکنم شما زیادی خوشبين به تغيير خلق و خوی آقايون و خانمهای ايرانی بودی. اين تجربه رو به حساب عدم شناخت خودت بگذار :) . من خودم با دختری ۱۸ ساله همشهریی در اينترنت دوست هستم يک باز گفتم که دوست داشتی تلفنی تماس بگير. زود بهم پيغام داد که من دوست پسر دارم و خيانت نميکنم. من هم در جواب گفتم من برام صحبت کردن آسونتر از تایپ کردنه اگه اين خيانته تکست چت هم خيانته‌.

کیانوش

ها..ها..ها... اصلاً هـم اشـتباه نـکردید، ایـن نـمـونـه بـارز حــمـاقـت نـهادیـنه شــده در روابـط اجـتمائی ایـرانی هـاست...